toziht

از واژه تا واقعیت

منصورگلناری

به زبان آسان است گفتن واژه‌هایی همچون اسارت، تنهایی، زندان، انفرادی، شلاق، شکنجه، غربت و مظلومیت.

امیر سرتیپ خلبان، محمد رضا صلواتی که بیش از ده سال در اسارت رژیم بعث عراق بود تلخ‌ترین خاطره اش را اینگونه عنوان میکند که: پس از چند سال اسارت، عکسی از فرزندم به دستم رسید و در زمان هواخوری آنقدر به این عکس خیره شده بودم که متوجه فرمان تمام شدن وقت هواخوری نشدم، وقتی افسر بعثی بالای سرم آمد هنوز محو تصویر زیبای پسرم بودم افسر بعثی گفت: این کیست؟ گفتم پسرم است، گفت: چقدر چشمانش زیباست، باشوق گفتم، بله همینطور است. اما هنوز نمیدانستم چه فکر شومی در سر دارد، شکنجه‌گر بعثی از من خواست عکس را به او بدهم، عکس را گرفت، کمی به آن خیره شد، خودکارش را درآورد و با نوک آن چشم‌های پسرم را سوراخ کرد وبا لبخندی زهرآلود عکس را به من داد و مرا روانه بازداشت‌گاه کرد.

امیر سرتیپ صلواتی، بیش از ده سال اسیر بی‌رحم‌ترین شکنجه‌گران تاریخ بود و شکنجه‌های متنوعی را تجربه کرد، اما این اتفاق را تلخ‌ترین واقعه و شکنجه در طول این ده سال می‌داند.

من نگارنده نیز که امروز به راحتی این اتفاق را روایت می‌کنم، حتی از شبیه سازی خیالی این صحنه تمام بدنم به لرزه درمی‌آید. اگرچه ما در آن شرایط نبودیم و از گرفتار شدن در چنگال گرگ‌های انسان‌نما مصون بودیم، اما فراموش نکنیم که حیات افتخار آمیز امروز ما مرهون شجاعت و ایثار آنروز اینهاست.

پایان کلام را برخلاف روال معمول که پیکان قلم به سمت مسئولین می‌چرخد و از آنان درخواست می‌شود که هوای آزادگان و ایثارگران را داشته باشند، به سمت مردم شریف کشور می برم و به آنان یادآوری می‌کنم که قدر این همه ایثار، رشادت‌‌‌ و شجاعت را بدانیم چراکه تنها راه عزت و سربلندی ؛ تکریم الگوی شهدا، جانبازان و آزادگان است.

اگرچه اکثریت مردم رشید ما در این مورد چندان نیاز به تذکر و یادآوری ندارند و در این خصوص همواره پیشتر و بیشتر از مسئولان امر اقدام کرده‌اند.