toziht

چه کسی از این زیان ، سود می برد؟

 هیچ کس منکر محبوبیت فوتبال نیست ،ورزشی که فارغ از جذابیت های خاص آن ،تبدیل به یک ابزار اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی شده است وقتی شیوخ خاورمیانه با پول های بادآورده نفتی مالک بسیاری از باشگاه های معروف فوتبال اروپا شده‌اند ،نشان می دهد که این فوتبال بیشتر از آنکه ورزش باشد یک صنعت پرسود و ابزار قدرت است و در چنین فضای پر چالش نمیتوان حرف از پول پاک زد، چون وقتی برد و باخت در یک بازی موجب سقوط یا صعود یک تاجر و سرمایه گذار می شود، دیگر جایی برای پاک رفتار کردن و پاک بازی کردن  نمی ماند اگر چه ظاهر امر نشان می دهد که همه چیز آرام است و طبق قوانین، اقدامات صورت می‌گیرد.

 از فوتبال در قاره سبز و سرمایه های شیوخ عرب که بگذریم حکایت این ورزش پرطرفدار در آسیا و افریقا به گونه دیگری است که جای بحثی مفصل و جداگانه دارد. فوتبال در کشور ما از دهه ۴۰ کم‌کم شکل و شمایل حرفه‌ای به خود گرفت و باشگاه‌های فوتبال یکی پس از دیگری در عرصه ورزش خودنمایی کردند البته نمی توان ادعا کرد که باشگاه‌های فوتبال ما اصول حرفه‌ای را به طور کامل رعایت می کنند امّا همه تلاش خود را بر این گذاشته‌اند تا طبق فرامین و دستورات ارباب فوتبال دنیا( فیفا) شکل و شمایل و ساختار خود را به آن دستورالعمل های ابلاغی نزدیک کنند به هر حال برای تطبیق شیوه و عملکرد فوتبال در کشور ما با اصول ابلاغیه فیفا (ارباب فوتبال دنیا) هزینه های بسیاری پرداخت شده و بارها مجبور شده ایم درحوزه اقتصاد و فرهنگ هزینه‌های سنگینی پرداخت کنیم ،بعنوان مثال، از جمله این هزینه ها  که معمولا  با اصول اعتقادی و ملی ما منافات داشته ، انجام بازی های ملی در شب عاشورا، روز اربعین حسینی و شب شهادت ائمه معصومین و… بوده که با اعتراض هایی هم مواجه شد اما غالباً به جایی نرسید و به طور کل می توان گفت جهانی شدن برای فوتبال ما بیشتر موجب خسارت شده تا سود.

 از موضوع جهانی شدن و سود و زیان های آن که بگذریم وضعیت فوتبال در کشور ما و به ویژه مدیریت آن نیز بسیار دردآور و تاسف برانگیز است. وجود دو باشگاه دولتی( سرخابی ها) که سربار وزارت ورزش (بیت‌المال) محسوب شده و هر ساله ضرر و زیان سنگینی به بیت المال وارد می کنند از جمله معضلات بزرگ فوتبال ماست.البته  در پر طرفدار بودن این دو باشگاه شکی نیست ولی این امر نباید باعث بروز این همه خسارت و بی عدالتی در فوتبال باشد. برخی  معتقدند به دلیل پرطرفدار بودن این دو باشگاه و راضی نگه داشتن هواداران ،باید همواره سرخابی‌ها را در صدر جدول ببینیم و برای تحقق این امر گرانترین مربیان و بازیکنان از کیسه مردم خریداری شده و اگر در پایان فصل کارشان به شکایت نکشد نهایتاً هزینه سنگینی به جیب مردم تحمیل می شود. یادمان نرود که هزینه سنگین مدیریت این دو تیم را هواداران آنها نمی دهند ،بلکه این خرج هنگفت را همه مردم ایران حتی “مخالفین فوتبال”، می‌پردازند .آیا به راستی این مسئله مصداق “حق الناس” نیست؟براستی چرا این دو باشگاه پر خرج و زیان ده را خصوصی نمیکنید؟چرا نمی‌گذارید خرج سنگین این دو باشگاه تماماً از جیب هواداران و طرفداران پروپاقرص آنان پرداخت شود؟ تا شادی قهرمان شدن شان نیز” مشروع “باشد و هزینه این غم و شادی را کارگر و کاسب و معلم و کشاورزی که علاقه ای به فوتبال ندارند، پرداخت نکنند!

همین چند سال پیش بود که دولت برای کسری بودجه سرخابی‌ها حدود ۱۰۰ میلیارد تومان نقد به آنان کمک کرد و هر ساله شاهدیم که مربیان خارجی آنها چه هزینه‌های سنگینی به این دو باشگاه (بخوانید جیب مردم )تحمیل می کنند و باز هم این بیت المال مظلوم است که تاوان سوءمدیریت و بی تدبیری مسئولان مربوطه را باید بپردازد. سوال اینجاست که اولاً این همه مارگزیدگی ،  نباید آقایان را از ریسمان سیاه و سفید ،بترساند!؟  و برای چندمین بار باز هم مربی و بازیکن خارجی  و باز هم همان قرارداد های مسئله دار و باز هم شکایت و پرداخت خسارت و …

 سوال دیگر اینکه چرا این همه رفت و آمد مدیران باشگاه ها و تحمیل خسارت های سنگین، مورد بازخواست و محاکمه قرار نمیگیرد ؟ پس این آقایان ، کجا و کی ،  باید بابت بی تدبیری ها وسو مدیریت ،مورد پرسش و بازخواست قرار گیرند؟البته قضاوت در مورد اینکه آیا مدیریت این باشگاه‌ها برای حضرات، منفعت مادی و معنوی غیر معمول داشته را به عهده دستگاه عدالت می سپاریم ؛اما هرچه هست ورود مدعی‌العموم به مسائل مالی و مدیریتی این دو باشگاه به جد احساس می‌شود. شاهد بودیم آخرین دسته گل حضرات فدراسیون نشین را که همان تحمیل خسارت سنگین ۱۷۰ میلیارد تومانی بابت آن مربی بلژیکی بود که فقط چند ماه آن هم به صورت پروازی مربیگری تیم ملی را به عهده داشت و آن تیم سرحال را به ورطه سقوط کشانید . ازخاطرمان نمیرود، خسارتی که بابت استراماچونی، شفر، کالدرون، برانکو و امثالهم و دهها مورد دیگر در همین

چند سال اخیر از جیب مردم پرداخت شد،مردمی که سفره شان این روزها کوچک  وکوچکتر شده  و مهمتر از آن خدشه دار شدن اعتماد مردم به مسئولین بود که به این زودی ها جبران نخواهد شد.

 باید هرچه زودتر آن آقایانی که در یک روز در جایگاه رئیس و روز دیگر نایب رئیس هستند،در پیشگاه ملت پاسخگویی تولید بی اعتمادی عمومی و ضرر های سنگین مالی باشند . وصدالبته پاسخگویی در دستگاه عدل الهی و آخرت نیز جای خود را دارد.

 و باز این سوال همچنان باقی است که چه کسانی از اینهمه ” زیان ؛سود “می برند!؟

منصور گلناری

سرویس خبر