toziht

حکایت آن یک روز

“هوالبصیر”

۳۶۴ روز از ایام سال درپی شکار لحظه ها و انعکاس رویدادها میدویم، در این روزها همواره به دنبال سوژه هستیم ومشغول ضبط و نگارش حرفها، قولها و وعده ها ۳۶۴ روز باید دغدغه ها را بشنویم ودرد دل ها را به گوش همه برسانیم ومجال نداریم لحظه ای به خودمان و درد دلهایمان بپردازیم واصلا گوشی برای شنیدن نیست، چون درآن ۳۶۴ روز فقط دهانها باز است و زبانهاست که میچرخد وحکایت قلم خبرنگار با زبانها این است که: بچرخ تا بچرخیم. درآن۳۶۴ روز آن قدر مشغول چرخیدن هستیم که چرخش ایام وگذران عمر را از یاد میبریم .
۳۶۴روز برای دیده شدن دیگران تلاش میکنیم .
در آن ۳۶۴روز کمتر «میخوریم »تا بهتر«بشنویم» ،چون میگویند: پرخوری شنوایی را کم میکند!
آری ۳۶۴ روز می شنویم ، میبینیم و می نویسیم اما ؛ نیک میدانیم که سال ؛ ۳۶۵ روز است و فقط «یک روز »قرار است برای ما و به نام ما باشد.
قرار است،(بود) در آن یک روز کمی به گوشهایم استراحت دهیم و اندکی زبان را به چرخش در آوریم.
انتظار این است ( بود) در آن یک روز کار را برعکس کنیم و به جای “نمایاندن” مسئولان ، برای لحظاتی خود را «بنمایانیم».
قراراست ( بود )در آن یک روز برای ما مراسم بگیرند، حرفها« ما »را بشنوند و اجازه دهند اندکی “دیده” شویم.
البته گاهی خودمان هم برای تحقق این آرزوها در آن “یک روز” تلاش چندانی نمیکنیم و شاید آن عادت ۳۶۴ روزه در این “یک روز” هم بی تاثیر نیست.
و شاهد بودیم که در آن “یک روز” باز هم گوشهایم پرکار بود و قلمهایمان د حال چرخش.
در یک بعدازظهر در محضر یکی از مقامات اهل رسانه ۴۰ دقیقه گفتیم اما ۱۲۰ دقیقه شنیدیم! و باز نوشتیم و نوشتیم وبرای اینکه ثابت کنیم «مرض» نداریم ؛ «ترک عادت» نکردیم.
در آن “یک روز” برا یمان جشن گرفتند و باز هم تمامِ تن ، گوش شدیم و شنیدیم، البته برای نوازش و نرمش گوشها و آماده شدن برای آن ۳۶۴ روز ، اندکی برا یمان نواختند، که ای کاش…
به هر حال آن “یک روز” هم، گذشت و امروز اغاز آن ۳۶۴ روز است.
نقل است از معصومین که : اگر “یک روز” گناه نکنیم آن روز عید است.

ما خبرنگاران که گناهمان جز “نوشتن” نیست و سعی کردیم در این روز گناه نکنیم اما نشد! و آن یک روز هم شد مثل آن ۳۶۴ روز …

منصور گلناری